
از این سایت این نوشته رو کف رفتم :
داستان میراث خانم بانو، با نوشتن خاطرات سلدا آغاز میشود و شنیدن مکرر اسم نظام از زبان پدربزگش که دچار آلزایمر شده است ادامه پیدا می کند، سلدا دختری بسیار مهربان و حساس است که در موقعیت ازدواج ناخواسته از طرف مادرش قرار گرفته است.
کتاب رمانی ایرانی و احساسی است که در لابهلای داستان گذری هم به گذشته و اتفاقاتی که در تاریخ قبل از انقلاب رخ داده میزند، کتاب تاثیرگذاری نیست و هدف اجتماعی خاصی را دنبال نمیکند و بیشتر به خوانندگان ناامیدی را القا میکند.
بحران
بحران اصلی از جایی آغاز میشود که نامه از طرف نظام مبنی بر ملاقات حضوری به دست سلدا میرسد و در دیداری که رخ میدهد، نظام، بر ملاشدن گذشته زشت پدربزرگ سلدا به نام اردلان را ادعا میکند.
کشمکش
داستان برونگراست زیرا از کشمکشهای آن افراد زیادی مطلع هستند. داستان در قالب سه داستان مجزا که به صورت خاطرهخوانی در داستان بیان میشود، نوشته شده است. به سبب همین موضوع کشمکشهای متفاوتی در هر داستان وجود دارد ولی تضاد اصلی بین نظام و اردلان است.
تعلیق
در بخشهایی از داستان که هنوز مشخص نشده است اردلان کجای قصه قرار دارد و اتفاقهای پیش آمده به چه میزان به او ارتباط دارد، از ویژگیهای تعلیق برخوردار است زیرا خواننده نمیتواند وقایع را به درستی پیشبینی کند و مشخص شدن اینکه چه کسی مقصر است در حاله ای از ابهام است.
نقطه اوج
رویارویی نظام و اردلان در بیمارستان وقتی خاطرهخوانی سلدا به پایان میرسد و همچنین ازدواج یلدا خواهر اردلان با نظام در خاطرات او و دیگر بخشهای هیجان انگیز از رمان نقاط اوج داستان را تشکیل میدهند. بیشتر صفحات رمان در خاطرهخوانی سلدا برای نظام ورق میخورد و مابقی داستان تقریبا به صورت حاشیهای بیان شده است.
نویسنده با دقتی نسبتا خوب گذشته را توصیف میکند و در قالب داستان خواننده را به زمانها و مکانهای متفاوتی میبرد، افرادی که در داستان نقش ایفا میکنند، همگی مرفع و ثروتمند هستن و فرد فقیری به چشم نمیخورد، این مقدار نگاشتن از ثروت و مرفع بودن در یک داستان چندان جذاب نیست. رمان بار اجتماعی و یا پندآموزی چندانی ندارد جز در مواردی کوچک، داستان خاطرات اشخاص را دنبال میکند و به علم، فهم و شعور مخاطب چیزی اضافه نمیکند. از دید خواننده قسمتهایی از داستان کش آمده و به قول اهالی سینما آب در فیلمنامه بسته شده است.
سخن آخر:
آنچه از این داستان به ذهن مخاطب و نتیجهگیری او از این کتاب برمیآید زود قضاوت نکردن درمورد دیگران و اظهار نظر نکردن از روی ظاهر را به انسان یادآوری میکند، از موضوعاتی که در این رمان بیان شده است میتوان نتیجه گرفت وقتی زندگی و آینده خود را به خاطر مصالح دیگران نادیده میگیری و قدرت نه گفتن را در برابر حتی نزدیکان خود نداری، میتواند بسیار مخرب و زیان بار باشد و آینده تو را به نابودی بکشاند.
مشخصات اثر:
لیلا رضایی.(میراث خانم بانو).تهران: نشر پگاه، ۱۳۸۸. (۵۳۹صفحه)
درباره نویسنده این متن:
صدیقه فرمهینی فراهانی، ۳۰ ساله، متولد شهر فرمهین هستم و در همین شهر رشد یافته و زندگی میکنم. لیسانس کتابداری و کارشناسی ارشد علم و اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شهید بهشتی ام. عاشق کتاب، به ویژه کتابهای روانشناسی هستم و از سفر، خصوصا دیدن شهرهای ایران، لذت میبرم.
- چهارشنبه ۲۳ خرداد ۹۷ , ۲۲:۴۳
- ادامه مطلب