
تاا به حال به دل کندن فکر کردی ؟
دل کندن از آنچه که سالها با آن زندگی کردی و خاطره داری ؟
دل کندن از خنده هایی که در کنار نزدیک ترین اطرافیانت داری ...
دل کندن از خانه ی مادربزرگی که هر هفته به دیدنش میروی ...
دل کندن از خیابان هایی که سالها از رانندگی رانندگانش گله داری ...
دل کندن از مسیری که هر روز روزهای فرد میروی تا به تمرینات باشگاهیت برسی..
دل کندن از مربی که چندسالیست به انتخاب خودت زیر نظرشی و او را دوست داری ....
دل کندن از صبح ، هوا ، حیاط خانه ی پدری، دوچرخه ی برادر کوچیکه ، لهجه ی شیرین مردمان شهرت ، کتابهای فارسی زبانی که تو کاغذهایش را با دستانت لمس میکری ، میبوییدی ، میخواندی ، دل کندن از خانه ی دوستت که دوست داشتی تا وفتی کم آوردی و دلت گرفت برای قه قه و خنده به آنجا دخیل شوی ، دل کندن از صدای بلندگوهای روضه ی رو مخی شهر کوچکت ، برای چهره ی چروکیده و دلنشین همسایه ات ، دل کندن از مادرت ، برادرت ، خاله ات و .....دل کندن از خیلی چیزهااا مثل کوچه ی خانه ی دوست که در ماشین ساعت ها مینشستیم و حرف میزدیم آن هم چه حرفهای دوست داشتنی ، از کار ، آینده ، درس، کنکور ، هدف و زندگی !!
من دل تنگ خواهم شد و دل کندن از همه ی اینها برایم سخت است ...
- جمعه ۹ بهمن ۹۴ , ۱۱:۰۷