بابا مگه داریم !؟
مگه کسی مجبورشون کرده بود که با این تایم طولانی روزه شن و لب به چیزی نزنن !
مگه داریم ادم هنوانه ی قرمز شیرین ببین، بعد نخواد که با وجود تشنگی و هوسش بخوردش ! به خودشم بگه که بعد اذون از خجالتش در میام فقط الان نه !
این سیستم (الان نه ) همون سیستمی نیست که خیلیا واسه موفقیتهای بزرگشون مدیونشن؟ ؟!
فکر کن شیکمو باشی ... گشنه هم باشی ... تو اوج گشنگی بگی (الان نه) بعد اذون از خجالتش در میام !
فکر کن امتحان داشته باشی ... اینستای خونت یا تلگرام خونتم پایین اومده باش و تو با سیستم (الان نه ) درست بخونی و به کارت ادامه بدی !
فکر کن یه عادت غلط عجیبی توی زندگیت باش ..مثل پرخوری .. چایی خوری یا هرچیز دیگه ای و تو سال ها بخوای ترکش کنی و نتونسته باشی و اگر باور کنی در ماه رمضون میتونی با سیستم (الان نه) کنار بیای و ازش سرفراز بیرون بیای در بقیه موارد های اینچنینی هم میتونی و برات ساده و سادتر میشه !
این سیستم (الان نه) در دل ماه رمضون و انتهای اون که خداوند یه عیدی برامون گذاشته ، سیستم تجدید قوای ارادهاست ! یه تمرین هرسالِ برای ادمهای ضعیف النفسی مثل من و چقدر هم با گفتن (فردا عید) ادم ذوق میکنه !
کاش این سیستم نگه داریم برای روزای معمولی و کارهای معمولی تر زندگیمون !
از اونجایی که هیچ چیز رو تا قبل ماه رمضون به یاد ندارم میتونم بگم ماه رمضون امسال بسیار طولانی گذشت و چقدر از رفتنش ذوق دارم ! ...
اشنایی امسال من در ماه رمضون با ادمهایی چون نرگس کلباسی و یا خواهران منصوریان که به لطف و همت برنامه ی ماه عسل بود یه شیرینی و طمع خاص خودش داشت و چقدر مفتخر شدم به دختران سرزمینم ...
اینم رمانی که ماه مبارک رمضان تمامش کردم و میتونم بگم مثل سریالای ابکی تلوزیون بود !! پارسال کتاب (پایی که جامانده بود) را خواندم و امسال ایشون ! یخورده از انتخابم دل گیر بودم

البته ایشونم خوندمشون که بارم زیاد جالب نبود ولی در بطن کتاب نکته ای نهفته بود که دوسش داشتم و یاداشتش کردم که اگر خدا خواست شاید روزی در این وبم ثبت کنم ...

- يكشنبه ۴ تیر ۹۶ , ۲۲:۵۴