اینقدری که این هفته حرف تو دلم بود و حالا که موقع نوشتن رسیده هیچی تو ذهن ندارم که بخوام پیاده کنم ..
با خودم یه قرار وبلاگی گذاشته بودم که هر آخر هفته یه سرکی به اینجا بزنم و یه گزارشی رو از خودم درست در این مکان مجازی به ثبت برسونم و حالا که زمان به رسیدن دادن این گزارش رسیده ، منمُ یک ذهن خالی ...
این هفته بحث داغ بازاریابی شبکه ای داغ داغ بود ، چندتا از بچه های دانشگاهای امیر کبیر و شریف اومدن و تنور این کار با تبلیغاتوشون داغ میکنن ، قبل از اینکه بچه ها در موردش باهام حرف بزنن دو مقاله تو مجله ی "راز" خونده بودم که بیشتر جنبه ی تبلیغاتی داشت و حالا چند روز بعد عملا افتادم در بادیه ی تبلیغاتش...
هنوز تو خوب و بدش موندم و از همه بدتر ، زمان نداشته است که باید براش بزارم ....
این هفته هفته ی فارغ التحصیلی بود تازه اونم بعد از یک سال که با کنایه آفا مجید مسئول آموزش محترمه متوجه شدم که یک سال از این ماجرا گذشته ، احترامی که از رییس دانشگاه تا مسئولین مربوط دیدم همیشه و همیشه با خاطره ای خوش در ذهن من و دوست عزیزم صدیقه که همراهیم کرده بود تا آخر خواهد ماند ...
نجربه ی اولین بار رفت به پمب بنزین و داشتن اون همه استرس به خاطر اولین بار بودن این حرکت هم این هفته چشیدم ...
وقتی باقیمانده ی پولم میداد گفت : روشن نکنی بری ، لولم با خودت ببری ، انگار متوجه شده بود که بار اولم ....
شروع آرام کلاسهای باشگاه و تمریناتی که از اول شروع شده ، همراه بودن با یه دختر نازنین به اسم مهتاب که تنهایی باشگام پر میکنه و نزدیک شدن امتحانات کمربند بچه ها و فشردگی تمرینات هم به نوبه ی خودش تو این هفته و هفته های دیگه سر باز میکنه و خودش نشون میده ...
اینم حمام خان با صفا که پیشنهاد میکنم حتما اگر اومدین یزد برین و ببینین ، این هفته با دوتا از بهترین دوستای نازنینم ، فاطمه و صدیقه بعد از جلسات بازریابی ها رهسپار این مکان شدیم و دو تا کاسه ی شلولی دبش زدیم با چاشنی غیبت و حرف مفت ، خیر سرمون رفته بودیم در مورد کار صحبت کنیم که طبق معمول بحث هر چیز شعری کردیم جز اصل مطلب ...
از اون آدمای سنتی بازم که کمتر علاقه ای به مکانای مدرن دارم ،اینجا که رفته بودیم هر 3تامون باهم اون حس آرامش پیدا کردیم ، این روزا که معمای شاه رو گهگداری میبینم دلم میگیره ، دلم داشتن خونه ی دکتر میخواد به همون اندازه باز ، بزرگ ، قدیمی ، سنتی و دل نشین ...
به این میگن پوست کلفت ، جا اینکه زردنبووو بشه تازه گلم داده ، اصلا باید قاب گرفت و الگوووش کرد این بچه پروووو...
- شنبه ۳۰ آبان ۹۴ , ۰۰:۰۶